تبلیغات
من و شعرهام - مطالب خرداد 1392
درباره وبلاگ

این جا یه وبلاگ برای دل نوشته هامه که همه متناش رو خودم می نویسم. از این که به وبلاگم سر می زنید سپاسگزارم.
مدیر وبلاگ : رها ...
نویسندگان
نظرسنجی
به نظرتون من چه جوری ام؟!









جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

كد ماوس

. . . .

... وصیت شهدا

من و شعرهام
شنبه بیست و پنجم خردادماه سال 1392 :: نویسنده : رها ...       

بهـ نامـ او

دفتر شعرمـ چهـ پر از نامـ توستـ

قلبـ، اسیری استـ کهـ در دامـ توستـ

تشنهـ ی یکـ جرعهـ ی پر واژهـ استـ

میشود از بودنـ تو مستـ مستـ

شاید اگر گاهـ دلـ آشفتهـ گشتـ

اشکـ شد و رفتـ بهـ دامانـ دشتـ

دستـ خودشـ نیستـ کهـ دیوانهـ استـ

در خمـ اینـ کوی تو ویرانهـ استـ

داد، و فریاد زنمـ خستهـ امـ

گوشهـ نشینمـ همهـ در بستهـ امـ

خردهـ مگیرید بهـ غمـ خانهـ امـ

نیستـ حرجـ بر دلـ دیوانهـ امـ

دلـ زدهـ از منـ مشو لبخند زنـ

بر قلممـ قافیهـ ای چند زنـ

باشـ کنار دلـ منـ در زمانـ

دوستـ تو را دارمتـ ای مهربانـ

نوشتهـ شدهـ در خرداد نود و دو





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه بیست و پنجم خردادماه سال 1392 :: نویسنده : رها ...       

بهـ نامـ او

خوبـ در آیینهـ ی شادی نگر

چهرهـ ی تو نیستـ پر از غمـ دگر

لیکـ فقط حسرتـ تلخی بهـ جاستـ

درد تو آخر چقدَر بی صداستـ

بغضـ شدهـ همرهـ هر روز تو

شکوهـ کنمـ باز ز اینـ سوز تو

دلـ بکنـ از همرهـ هر روزهـ اتـ

بحر شود جای در اینـ کوزهـ اتـ

کوزهـ ی تو، سادهـ چهـ لبریز گشتـ

فلسفهـ اتـ گمـ شدهـ در فکر دشتـ

حسّـ تو همـ حبسـ در اینـ واژهـ هاستـ

واژهـ ی تو، واژهـ ی بی انتهاستـ

گاهـ و بی گاهـ نویسمـ ببافـ

موی پریشانـ دلمـ، سادهـ صافـ

دستـ بکشـ بر سر منـ کمـ شود

حسـ خطر، قافیهـ شبنمـ شود

گشتـ پر از شعر و نوا قلبـ ما

ضربـ، و آهنگـ مرا حسـ نما

شعر شو پر رنگـ تر از پیشـ باشـ

در گذر تلخـ زمانـ  کیشـ باشـ

کیشـ شدنـ، بیکسـ و تنها شدنـ

گیجـ شدنـ، اندر خمـ ها شدنـ

بهتر از آنـ استـ کهـ بی غمـ شوی

یا تو ز شطرنجـ زمانـ کمـ شوی

رنگـ خودتـ باشـ ولی دمـ نزنـ

شاد شو و حرفـ ز اینـ غمـ نزنـ

نوشتهـ شدهـ در خرداد نود و دو





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه بیست و پنجم خردادماه سال 1392 :: نویسنده : رها ...       

بهـ نامـ او

از دستـ شقایقـ بهـ دلـ باغـ رسیدمـ

از شاخهـ ی تنها شدنمـ قافیهـ چیدمـ

آغوشـ چمنـ باز شود روی نگاهمـ

رود استـ کهـ شوید ز دلـ منـ غمـ و آهمـ

اینـ چهرهـ ی خورشید مرا یاد تو انداختـ

 از نور امیدی کهـ دمد، قافیهـ ای ساختـ

ای پشتـ و پناهـ دلـ بیچارهـ ی تنها

شادی کنـ و هر دمـ نشو آوارهـ ی غمـ ها

یکـ لحظهـ بخند ای نفسـ جاری دریا

معنا شود آرامشـ منـ در دلـ رویا

نوشتهـ شدهـ در خرداد نود و دو





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه بیست و پنجم خردادماه سال 1392 :: نویسنده : رها ...       

بهـ نامـ او

منـ نهـ خودمـ شاعر غمـ ها شدمـ

شعر تو را دیدمـ و غوغا شدمـ

شعر وجودتـ چهـ سر از شعر بود

قافیهـ آزاد شد از دلـ چهـ زود

خواستـ بگوید کهـ دلتـ شاد باد

از قفسـ سرد غمـ آزاد باد

کاشـ کمی بغضـ دلتـ کمـ شود

با تپشمـ قافیهـ بی غمـ شود

لیکـ نگاهمـ چقَدَر سادهـ استـ

شعر مرا قافیهـ ای بستهـ دستـ

نطقـ مکنـ نوبتـ بارانـ رسد

بیتـ تمامـ استـ بهـ پایانـ رسد

نوشتهـ شدهـ در اردیبهشتـ نود و دو





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه بیست و پنجم خردادماه سال 1392 :: نویسنده : رها ...       

بهـ نامـ او

روز بهـ نامـ خودشـ آغاز شد

هر نفسی عاقبتـ ابراز شد

فکر مرا قافیهـ ویرانهـ ساختـ

شعر شدمـ،عقلـ بهـ احساسـ باختـ

کولهـ ی منـ پر شد از اینـ حسـ گنگـ

قلبـ منـ اینجاستـ چو ماهی بهـ تنگـ

می تپد او،ذرهـ ی شعری بهـ جاستـ

لیکـ بگو قافیهـ ی دلـ کجاستـ؟

نامـ نهمـ بر دلـ خود بینوا

سختـ مریضـ استـ.و خواهد دوا

تنگـ شود اینـ نفسمـ تنگـ تر

قلبـ زمینـ باز شود سنگـ تر

می چکد از چتر نگاهـ زمانـ

خیسـ ترینـ بیتـ کهـ گوید: امانـ

پهنهـ ی دنیا چقدر تنگـ شد

رنگـ جهانـ طرد ترینـ رنگـ شد

کاشـ دلمـ باز بهـ دریا زند

ریشهـ ی غمـ را ز بُنشـ برکند

کاشـ رها از دلـ دنیا شومـ

دستـ بهـ دستـ خود رویا رومـ

نوشتهـ شدهـ در اردیبهشتـ نود و دو





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه بیست و پنجم خردادماه سال 1392 :: نویسنده : رها ...       

بهـ نامـ او

دستـ هایتـ را چو دریا باز کنـ

باز هم از نو غزلـ را ساز کنـ

شورشی از رنگـ ها تصویر کنـ

ذهنـ منـ را با خودتـ درگیر کنـ

آسمانـ محبوسـ،در احساسـ گشتـ

منـ رها از فکر، در آغوشـ دشتـ

میدومـ آرامـ همسوی نسیمـ

انتهای دشتـ روزی میرسیمـ

یکـ بغلـ رویاستـ، یکـ دامنـ خیالـ

دوری از احساسـ می گردد محالـ

منـ فقط رویای تو می پرورمـ

از دلـ شبـ بغضـ بارانـ آورمـ

می نوازد نمـ نمـ بارانـ مرا

از میانـ ابر غمـ گاهی درآ

واژهـ هایمـ بوی تو دارد ببینـ

از نگاهمـ هر دمی شادی بچینـ

هیچـ از غمـ از نگاهی پر ز درد

باز در شعرمـ نباید دورهـ کرد

بیشتر گویمـ به غصهـ میرسمـ

نقطهـ.پایانـ.بیتـ آخر.بی کسمـ

نوشتهـ شدهـ در اردیبهشتـت نود و دو





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه بیست و پنجم خردادماه سال 1392 :: نویسنده : رها ...       

بهـ نامـ او

میانـ اینـ دلتـ دردیستـ کهـ آنـ را دوستـ میداری

میانـ نالهـ اتـ بغضیستـ کهـ آنـ را خوبـ پنداری

گهی اشکتـ کهـ می بارد دلتـ را شستهـ میخوانی

ولی شیونـ از آنـ اشکی نهـ می بارد نهـ می دانی

نگاهتـ می کنمـ گاهی، تو را پر اشکـ میبینمـ

ولی وقتی بهـ خود آیمـ، گلـ لبخند میچینمـ

خدا داند کهـ اینـ لبخند، چهـ غمـ هایی بهـ خود دارد

فقط بغضی عجیبـ اینـ جا ، میانـ هر دلی کارد

گهی گویمـ بهـ اینـ منطقـ، کهـ لعنتـ بر حسابتـ باد

سرتـ ای سنگـ بی احساسـ،دوبارهـ می زنمـ منـ داد

در آنـ دمـ در خوشی هامانـ، همینـ احساسـ نجوا کرد

 کهـ تنها لحظهـ ای دیگر، ز چشمشـ باز بارد درد

ولی اینـ فکر بی احساسـ،کهـ او گستاخـ و همـ پرروستـ

بهـ رویمـ ایستاد و گفتـ: توهمـ می زنی ای دوستـ

ببینـ احساسـ گوید راستـ، خودتـ گفتی کهـ اشکی بود

برایمـ هر غمتـ ملموسـ، و شادی کاشـ آید زود

نوشتهـ شدهـ در اردیبهشتـ نود و دو





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه بیست و پنجم خردادماه سال 1392 :: نویسنده : رها ...       

بهـ نامـ او

تو را میبینمـ و آرامـ می گیرمـ

میانـ گریهـ اتـ هر لحظهـ میمیرمـ

قدمـ در کوچهـ با فانوسـ شبـ گردی

دلمـ با توستـ گر یادی ز منـ کردی

چرا حالتـ پریشانـ استـ؟غمـ داری

چرا آرامشی لبریز کمـ داری؟

تپشـ می گیرد اینـ قلبمـ بهـ هنگامی

کهـ میفهممـ میانـ بغضـ و ابهامی

دلمـ هر دمـ ز تو می خواند ای ماهمـ

منـ از اینـ درد تو اینـ بار آگاهمـ

بهـ منـ این چشمـ هایتـ راستـ می گویند

 و غمـ ها مثلـ پیچکـ باز می رویند

و منـ میدانمـ اینـ دردی کهـ حسـ کردی

فراتر بود، غمگینـ تر ز هر دردی

چرا دیگر همانـ لبخند اینجا نیستـ

کهـ گاهی دلـ کنمـ خوشـ،غمـ دگر کیستـ؟

تو را منـ دوستـ می دارمـ ولی ای کاشـ

خودتـ باشی کنار منـ، نهـ غمگینـ باشـ

نوشتهـ شدهـ در اردیبهشتـ نود و دو





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه بیست و پنجم خردادماه سال 1392 :: نویسنده : رها ...       

بهـ نامـ او

چهـ میترسمـ از اینـ کابوسـ طولانی

چهـ درگیرمـ در اینـ تاریکـ نورانی

چهـ بی اندازهـ گیجمـ، ماتـ و منـ حیرانـ

غمینـ آهستهـ تر از درد و اینـ درمانـ

کمی آشفتهـ تر از قلبـ دریایمـ

نفسـ گیرد چهـ دنیاییستـ تنهایمـ

تو هستی، ترسـ! اما میروی روزی

دوبارهـ چشمـ هایتـ را بهـ منـ دوزی

فقط درد استـ در چشمی کهـ می بارد

فقط بغضـ استـ اینجا بینـ چهـ غمـ دارد

منـ از اینـ خستگی آخر چهـ می دانمـ

سرایمـ، شعر گویمـ گاهـ می خوانمـ

تو می خندی و منـ اینـ بار خوشحالمـ

چهـ اینـ لبخند را منـ دوستـ می دارمـ

نوشتهـ شدهـ در فروردینـ نود و دو





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه بیست و پنجم خردادماه سال 1392 :: نویسنده : رها ...       

بهـ نامـ خدای طراوتـ

امروز بهاری رسد از جانبـ دوستـ

دانمـ کهـ فقط دار و ندارمـ همهـ اوستـ

با عطر نسیمی کهـ وزد مستـ کنمـ

در خاطر خود غیر ورا پستـ کنمـ

آرامـ نشینمـ بهـ کناری، لبـ آبـ

گویا کهـ ورا یافتهـ امـ دور ز خوابـ

از پستـ جهانـ خاطر منـ باز جداستـ

در قلبـ چمنـ، رنگـ، فقط رنگـ خداستـ

من باز چهـ محسوسـ خدایی شدهـ امـ

فارغـ ز همینـ بهتِـ جدایی شدهـ امـ

باز اینـ چهـ بهاری استـ کهـ دلـ غمزدهـ استـ؟

دانمـ غمـ دوری خدا سرزدهـ استـ

آید دلـ تو باز بَرد پیشـ خدا

دلتنگـ شوی، سرزدهـ، بی هیچـ صدا

دوری لغتی سختـ بُوَد، سادهـ و سرد

در فصلـ شکفتنـ دلـ منـ زمزمهـ کرد:

نوروز شد این بار کمی شاد تریمـ

از شوقـ رسیدنـ بهـ تو ای خوبـِ کریمـ

با ثانیهـ ها تاکـ شدیمـ، تیکـ شدیمـ

«یکـ سالـ بهـ دیدار تو نزدیکـ شدیمـ»





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :