تبلیغات
من و شعرهام - واژه ها ملموسند
درباره وبلاگ

این جا یه وبلاگ برای دل نوشته هامه که همه متناش رو خودم می نویسم. از این که به وبلاگم سر می زنید سپاسگزارم.
مدیر وبلاگ : رها ...
نویسندگان
نظرسنجی
به نظرتون من چه جوری ام؟!









جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

كد ماوس

. . . .

... وصیت شهدا

من و شعرهام
جمعه سیزدهم مردادماه سال 1391 :: نویسنده : رها ...       

به نام خدای واژه ها

 

واژه ها ملموسند...

تو فقط گاه بخواه، تا که دستی به سر واژه ای از جنس مرادت بکشی...

شاید آن واژه نگاهی به نگاهت بدهد...

و در این بین، کمی حس خودش را به تو تقدیم کند...

و که پیوند خورید...

قلب تو خانه آن واژه شود...

+++

پس چقدر زیبا بود...

آن زمانی که محبت به در خانه قلبم آمد...

قلبم از شور، پر از احساس گشت...

و صفا هم آمد تا که در خانه قلبم باشد...

+++

و از روز غریب، سالها می گذرد...

می توان گفت به اندازه عمرم آن جاست...

شاید آن وقت غریب، یک شبی سرد در این دنیا بود...

که من آن شب به جهان پای گشودم...

و خدا خواست که انسان باشم...

و همین شد که محبت آمد...

چون سرشتم این بود...

حال باید بنویسم:

با توام بارخدایم...تو همین جایی کنارم...از رگ گردن که دیگر فاصله نزدیکتر نیست...

پس به تو می گویم ای یار...شکر این نعمات بسیار...

ای خدایم دوستت دارم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه بیست و دوم مردادماه سال 1391 ساعت 14 و 42 دقیقه و 32 ثانیه
و خدا خواست که انــســــان باشم . . .
یکشنبه پانزدهم مردادماه سال 1391 ساعت 12 و 59 دقیقه و 08 ثانیه
منم دوست دارم بنده ی گلم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.